
گاهی غزل بهانه دستان ما دوتاست
ولگردی شبانه دستان ما دوتاست
شاید دلیل اینکه ز هم گرم میشویم
احساس عاشقانه دستان ما دوتاست
شاید که انعکاس زمان در سکوت ما
از شور عارفانه دستان ما دوتاست
گاهی اشاره می شکند در غرور عشق
این بغض شاعرانه دستان ما دوتاست
وین رنج دوری از هم و این بی تحملی
از صبر کودکانه دستان ما دوتاست
حالا زمان رفتن و لبخند و یا علی
این آخرین بهانه دستان ما دوتاست

آبی عشق است رنگ آسمانت آسمان
گرمی عشق است ناز بی کرانت آسمان
از نگاه ژرف آن چشمک زنان بی شمار
تا به آن لبخند ماه و مهربانت آسمان
تا که احساسم برایت رنگ باریدن گرفت
می شود شعری چو شعر عاشقانت آسمان
قلب من رسواترین عاشق برای شعر تو
روز و شب چشم انتظار میهمانت آسمان
وای اگر این عشق را در قلب خود مهمان کنی
میشکوفم چون غزل در آسمانت آسمان

اینم تقدیم به خاله نازی
گلواژه نگاهت شيواتر از هر کلامي زيبايي احساست را ميرساند پس اين احساس را بي ارزش نشمار چون قلبي هست که براي اين احساس در سينه اي ديگر ميتپد و بدان که او نيز احساسي همانند احساس تو دارد